دلم می خواد با همدیگه بمیریم
ما دو تا که به عشق هم اسیریم
کی گفته که ما دو تا مرغ عاشق
باید بریم همدیگه رو بگیریم
ما فقط عاشق همیم نه بیشتر
دوس نداریم بچه بغل بگیریم
اصلن می خوایم زل بزنیم به چشم
همدیگه تا از عاشقی بمیریم
پول نداریم، جرمه مگه؟ از کجا
پول بیاریم خونه باهاش بگیریم
خرج عروسی که نگو محشره
ماشین و تالار و غذا و گیریم
باید عمل بشه دماغ دلبر
تو این عمل هر دوتامون می میریم
ما دو تا محرم نشده تو محضر
می خوایم بریم از هم طلاق بگیریم
با همدیگه دعوا نداریم اما
هرچی که قاضی بگه می پذیریم
قاضی اگه بگه عروسی کنین
عروسیمونو تو کوچه می گیریم
نون و پنیر می دیم به مهمونامون
میگیم ببخشین اگه ما فقیریم
برای خرج خطبه خون و عاقد
از مهمونا ورودیه می گیریم
می زنیم و میرقصیم و میخونیم
دیریم دیریم رام دیریریم دیریم ریم
اما اینا فقط خیال خامه
واقعیت همینه که میبینیم
قاضی میگه برید بیرون از اینجا
سرا رو میندازیم پایین و میریم
عاشقی و بی پولی بد دردیه
کاش میشد از یه جایی وام بگیریم!